رابطه عاطفی احساسی عاشقانه

رابطه عاطفی تداعی کننده رابطه میان دو جنس مخالف است. در معنای وسیع تر، رابطه عاطفی به رابطه میان والدین و فرزندان، همکاران با یکدیگر ، معلم و دانش آموز می تواند اشاره داشته باشد. نبود چنین رابطه ای سبب می شود تا فرد در برقراری ارتباط های اجتماعی دیگر دچار مشکل شود و نتواند بسیاری از احساسات و هیجانات طبیعی انسانی را تجربه کند. طبعا هر کس در زندگی روزمره خود چنین رابطه ای را در سطوح مختلف روابط اجتماعی خود تجربه می کند و برای ادامه حیات و برقراری روابط بعدی داشتن یک رابطه عاطفی سالم مهم ترین گام است.

پیدا کردن رابطه عاطفی

برای  پیدا کردن یک رابطه عاطفی موفق نگاه شما به رابطه با جنس مخالف مهمترین عامل تعیین کننده است. برای داشتن یک قرار عاشقانه عالی توجه به مسائلی که در ادامه آمده است بسیار حیاتی است:

مشخص کردن معیار های خود

هر شخص در رابطه با جنس مخالف به دنبال معیارها و خصوصیات ظاهری و شخصیتی خاصی است  و براساس آن معیار ها،  رابطه عاشقانه  خود را انتخاب  می کند. برای رسیدن به بهترین رابطه عاشقانه قبل از هر چیز، شخصیت، تمایلات جنسی و عواطف خود را مشخص کنید  و انتظار تغییر خصوصیات طرف مقابل خود را  نداشته باشید.

کنترل هیجان بیش از حد در ملاقات های عاشقانه خود

کنترل شور و شوق زیاد از حد در ابتدای رابطه عاشقانه می توانند ناخوشایند باشد. در صورت تمایل طرفین برای ملاقات های بیشتر در طول هفته، تعدا ملاقات ها می تواند بیشتر شود اما انتظار همیشه در دسترس بودن و اشتیاق برای ملاقات های روزانه میتواند به بی میلی طرف مقابل منجر شود.

نداشتن حس مالکیت

نسبت به فرد مقابل حس مالکیت نداشته باشید چون در فرد مقابل احساس محدود شدن ایحاد می کند و سبب ناخوشایندی طرف مقابل می شود.

چطور یک رابطه عاطفی سالم برقرار کنیم؟

یک رابطه عاطفی سالم ملزم به دریافت انرژی مثبت از طرف مقابل است. و به عبارت دیگر، برروی یکدیگر تاثیر هیجانی مثبت داشته باشند. داشتن چنین انرژی مثبت در رابطه عاطفی از مهارت های طرفین در برقراری ارتباط سرچشمه می گیرد که سبب می شود در طرفین انرژی مثبت ایجاد کنند. چنین انرژی مثبت معمولا در رفتار طرفین مثل  مهارت در گوش دادن و یا گفت و گو منطقی دیده می شود.

اختلاف نظر در رابطه عاطفی امری بدیهی است و باید پلی برای مستحکم کردن رابطه دو طرف از طریق گفت و گو در باره اختلاف نظر ها و تفاوت ها  باشد. در غیر این صورت، رابطه عاطفی تبدیل به پنهانکاری، شرم و ترس می شود . در یک رابطه عاطفی سالم افراد می توانند با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند اما داشتن قدرت پذیرش منطقی و همدلی با یکدیگر در مستحکم کردن ای رابطه عاطفی نقش دارد

رابطه عاطفی سالم بر پایه حفظ حرمت، حریم و احترام یکدیگر استوار است. توهین و بیاحترامی به یکدیگر نباید دلیل بر صمیمی تر شدن رابطه می دانند اما در حققیت باعث آلود شدن رابطه عاطفی می شود. پس بهتر است در یک رابطه عاطفی سالم به خط  قرمزهای یکدیگر و ارزش فرد مقابل احترا بگذاریم، با یکدیگر محترمانه صحبت کنیم و همدیگر را تحقیر نکنیم.

حمایت از یکدیگر ، قبول شخص مقابل سبب ایجاد حس امنیت و اعتماد در طرفین می شود. رسیدن به آرامش

رکن اصلی در برقرار رابطه عاطفی در بسیاری از وارد است نبود چنین آرامشی  برخواسته از حمایت و همراهی است که افراد را از لحاظ عاطفی، ذهنی و فکری، مادی، رشد شخصیتی، استقلال فردی و مادی به انسان زیر چتر خود قرار می دهد. و معمولا در قالب نیاز به توجه، تحسین، دوست داشته شدن و پذیرفته شدن،  نیاز به همفکری و آرامش ذهن نیاز ذهنی و فکری قرار می گیرد. رعایت نکردن حد تعادل در حمایت از یکدیگر  سبب چالش هایی در رابطه طرفین می شود که باید با تلاش هر دو طرف چنین  وابستگی بیش از اندازه و یا بی توجهی برطرف شود.

داشتن دید دوگانه:
احترام متقابل در یک رابطه عاطفی سبب شکل گیری رابطه عاطفی سالم می شود. احترام به روابط دیگران با وجود همه  تفاوت ها  در دیدگاه ها و نظرات سبب شکل گیری یک رابطه عاشقانه عمیق و سالم می شود. در واقع داشتن یک دیدگاه دوگانه سبب می شود تا شما با حفظ دیدگاه خود به درک بهتری از دیدگاه فرد مقابل برسید. 
داشتن برداشت درست از رفتار طرفین:
هیچ گاه دلیل رنجیده خاطر بودن، غم و ناخشنودی خود را نتیجه رفتار غلط طرف مقابل ندانید زیرا این گونه دیدگاه در نوع نگرش شما به شخص مقابل و طرز برخورد شما اثر دارد. برای مثال، دلیل ناخشنودی شما و یا رنجیدگی خاطر شما می تواند نه به دلیل بی انصافی و سوءاستفاده از جانب دیگران بلکه در نتیحه رفتار اشتباه شخصی شما یعنی خودخواهی، طلب کار بودن و یا بی انصافی و نامهربانی شما باشد.
رابطه عاطفی  عمیق منجر به پیوستگی احساسی  می شود و هنگامی که شریک عاطفی شما چیزی را حس میکند، شما نیز بهصورت خودکار همان احساس را تجربه خواهید کرد.

چرا یک رابطه عاطفی به شکست منجر می شود؟

درست رفتار نکردن، متعهد نبودن و مسئولیت پذیر نبودن در یک رابطه عاطفی
مهم ترین دلایل برای شکست یک رابطه عاطفی می تواند باشد.

از دید روان شناسی، بلوغ عاطفی در سن 28 سالگی رخ می دهد. اما در سن 3 سالگی عشق را می توان تجربه کرد. عشقی کودکانه که قادر به درک طرف مقابل نباشد به تدریج از بین می رود
اما عشق بزرگسالی از عمیقترین بخش وجود انسان نشات میگیرد و با همدلی، مهربانی و مراقبت و از همه مهمتر، توان درک دیدگاه طرف مقابل همراه است.
نوع محیط به نوع عشق شما تاثیر می گذارد. در محیط های خانوادگی به دلیل نداشتن عشق بزرگسالی روابط معمولا دچار مشکل و سبب دعوا و مشاجره می شوند.
عشق کودکانه دیدی سطحی دارد و بیشتر به دنبال شبیه شدن و همشکل شدن است تا همراه داشتن و حمایت شدن، و چنین عشقی سبب سرخوردگی می شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *